ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

43

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

خطبه ( 44 ) اين خطبه با عبارت « قبح الله مصقلة » ( خداوند مصقله را تقبيح نمايد ) شروع مىشود . و از سخنان امير المؤمنين عليه السّلام ، هنگامى كه مصقلة بن هبيرة شيبانى به معاويه پيوسته بود . او اسيران بنى ناجيه را از كارگزار على ( ع ) خريد و آنان را آزاد كرد ، ولى چون اموال را از او مطالبه كردند ، از پرداخت آن خوددارى كرد و به شام گريخت و على ( ع ) اين سخنان را ايراد فرمود . نسب بنى ناجيه سخن دربارهء نسب بنى ناجيه چنين است كه آنان خود را از نسل سامة بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان مى شمرند . در حالى كه قريش اين نسب را دربارهء ايشان نفى مى كنند و آنان را « بنى ناجيه » مى نامند . ناجيه - مادر اين طايفه - همسر سامة بن لوى بن غالب بوده است و مى گويند سامه به سبب نزاع و ستيزى كه ميان او و برادرش ، كعب بن لوى ، پيش آمد خشمگين به جانب بحرين رفت . ميان راه ، ناقهء او براى خوردن خار و علف سر فرود آورد كه يك افعى به بينى او آويخت . ناقه بينى خود را به جهاز و نمدزين ماليد و افعى در آن جاى گرفت و ساق پاى سامه را گزيد و او را كشت . كعب بن لوى برادر سامه در مرثيه‌اش چنين سرود : « اى چشم بر سامة بن لوى فراوان اشك ببار كه مرگ بر ساق پايش آويخت . . . » گويند : همسر او ناجيه همراهش بود و چون سامه در گذشت او در بحرين با مردى ازدواج كرد و حارث را از او به دنيا آورد و در حالى كه او كودك بود پدرش در گذشت . و چون حارث نوجوان و بالنده شد مادرش طمع بست كه او را به قريش ملحق سازد . از اين رو به فرزند خود گفت كه او پسر سامة بن لوى است .